دغدغه هاي يک منتقد

کمی از سیاست

1- خاتمی از رقابت های سیاسی کنار کشید.همانطور که کروبی کنار نخواهد کشید(احتمالا) و این بخاطر تفاوت های شخصیتی است.میل به قدرت در فرهنگ ما نکوهش می شود و در غرب چیز بدی به نظر نمی رسد.اما دست کشیدن از این میل به منظور نزدیکی بیشتر به اهداف(کاری که خاتمی کرد) نشان دهنده ی صداقت روح است.

2- شخصیت شیخ اصلاحات (کروبی) برای من دوست داشتنی نیست.عدم علاقه ی من از سال هایی آغاز می شود که در مجلس ششم تبدیل به یک سنگ بزرگ شد.سنگ بزرگی که به شیشه ی متزلزل اصلاحات مدام ضربه می زد و قطعا یکی از علت های شکست اصلاحات در مجلس ششم بود.

3- با وجود آنکه شخصیت هایی مستقیم و غیر مستقیم از کروبی حمایت کرده اند که نگاهشان درست تر به نظر می رسد(عبدی.کرباسچی.سروش.بهنود و تیم قوچانی) باز هم من برای کسانی که تصمیم گرفته اند در این انتخابات شرکت کنند میرحسین موسوی را گزینه ی بهتری می دانم.زیرا معتقدم شخصیت کروبی و مجلس هشتم مجال رسیدن به اهداف اصلاحطلبان را نخواهد داد.شکست اصلاحات بار دیگر تکرار خواهد شد(قطعا شرایط بهتر از 76 نخواهد بود و نتایج بیشتری بدست نخواهد آمد) و 4 سال بعد شخصی چون احمدی نژاد دوباره روی کار خواهد آمد.اما میرحسین موسوی از طرف اصلاح طلبان نامزد نخواهد شد که شکستش به منزله ی شکست اصلاحطلبان تلقی شود.ضمن اینکه مردم توقعات زیادی از او نخواهند داشت.توقعاتی که از خاتمی داشتند و از کروبی خواهند داشت.

4- با این حال راه های دیگری هم هست.مثل راهی که ادوار تحکیم وحدت روی آن تاکید دارد و معقول به نظر می رسد.جناب زید آبادی مفصلا به این مساله پرداخته است و من تنها چکیده ی اش را بازگو می کنم(ضمن این که از صافی ذهن خودم عبورش می دهم) : معرفی کاندیدایی که شخصیتش توانایی پاسخ گویی به بسیاری از مطالبات را دارد.بهترین نمونه آقای نوری است.معرفی او به عنوان کاندیدا.تبلیغات بسیار.پشتیبانی از او.در صورت رد شدن تحریم انتخابات و معرفی او به عنوان رهبر یک حزب یا جبهه ی آلترناتیو اصلاح طلبان فعلی.

نویسنده : david : ۸:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٥
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم