گل سرخ من مرکز کائنات بود !
زمانی
با تکه ای نان سیر می شدم
و با لبخندی
به خانه می رفتم
اتوبوس های انبوه از مسافر را
دوست داشتم
انتظار نداشتم
کسی به من در آفتاب
صندلی تعارف کند
در انتظار گل سرخی بودم
احمد رضا احمدی
(عنوان مطلب شخصی است )
نویسنده : david : ۱٢:٥٧ ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٤
پيام هاي ديگران ()
لینک دائم

